سلام دوستان

تا حالا درباره پیامبرا و صفات اونا نوشتیم و اهداف ایشون رو تبیین کردیم  ولی شاید باز سوالی تو ذهن باشه که  آیا پیامبرا تو اجرای اهدافشون موفق شدن؟ اگه جوابمون مثبته پس چرا اصلاح جامعه  انسانی که یکی از اصلی ترین اهدافه هنوز محقق نشده؟

در جواب می گیم که ایشون موفق بودن و جوابمون مثبته و به خلاف اونی که در سوال اشاره شده پیامبرا از آغاز تا حالا در ساحات مختلف زندگی فردی و اجتماعی بشر نقش داشته و این دلیل موفقیت و اجرای اهداف اوناست و به قول آیت الله جوادی آملی:

«وقتى انسان از پشت بام عالم هستى با دید خدایى مجموع نظام هستى را بنگرد،در مى یابد كه از نقشه نیكویى برخوردار بوده ، به سوى عاقبت مطلوبى در حركت است ؛ یعنى نظام عالم ، نظام احسن و عارى از اعوجاج و گناه بود، معصیت و ظلم ، امرى عارضى برآن است . از این رو نباید گفته شود:چرا اهداف پیامبران محقق نمى شودیا این همه خون ریزى چرا؟!؛ خون ریزها معدودند و بیشتر انسان ها یا مظلومند یا افراد صالح و شرافتمند. به بیان دیگر، گرچه فساد و هلاكت زیاد است و ستم دیدگان بى شمارند، اما مفسدان كسرایى و قیصرى و خاقانى ، نسبت به توده مردم محروم یا متوسط، اندكند.[1]»
خلاصه کلام ایشون اینه که اگه به طور کلی به نظام انسانی نگاه کنیم همه فاسد نیستن بلکه یا خوبن یا مظلوم این جور نیس که بیشتر آدما قلدر و مفسد باشن.

اما این که چرا به طور کامل نتونستن جامعه انسانی رو اصلاح کنن ،در جواب باید بگیم:
خدا انسان رو صاحب اختیار آفریده و می تونه هم راه پیامبرا  رو انتخاب بکنه هم راه نفس و شیطون رو.پس مشکل در اصلاح شدن جامعه انسانی عدم وجود قابلیت میون همه بشره،

بعدش هم هنوز کار پیامبرا تموم نشده که بگیم به هدفشون نرسیدن بلکه از اونجا که امامت ادامه رسالته با ظهور حضرت مهدی هدف و اروزی پیامبرا هم حاصل میشه.حضرت امام خمینی (ره) در این باره چنین فرمودن:
«قضیه غیبت حضرت صاحب ، قضیه مهمى است كه به ما مسائلى مى فهماند منجمله اینكه براى یك همـچـو كار بزرگـى كه در تمام دنیا عدالت به معناى واقعى اجرا بشود در تمام بشر نبوده كسى الا مهدى موعود سلام الله علیه كه خداى تبارك و تعالى او را ذخیره كرده است براى بشر، هر یك از انبیا كه آمدند، براى اجراى عدالت آمدند و مقصدشان هم این بود كه اجراى عدالت را در همه عالم بكنند لكن موفق نشدند[2] »
پس نتیجه اینکه اولا جامعه انسانی کلا فاسد نیس دوما کار ناتموم پیامبرا رو حضرت مهدی تموم می کنه .

[1] تفسیر تسنیم،ج4،ذیل ایه 49 سوره بقره

[2] صحیفه نور،ج12:بیانات امام خمینى در جمع اعضاى خانواده هاى شهدا و معلولین و گروهى از پاسداران واحد آموزش و عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامى .





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 توسط قادر غدیری(طلبه)

سلام دوستان امیدوارم مطالب وبلاگ رو پسندیده باشین تا خدا هم اَزَمون راضی باشه چون که خدا بر عهده ما گذارده که حقایق و معارف واقعی رو به بنده هاش برسونیم در ادامه همون وظیفه ای که بر عهده پیامبران در رساندن وحی گذاشته.

بعد از این که در پست های قبلیمون حقیقت و کاربردهای وحی رو دونستیم خودمون می تونیم حدس بزنیم که ما هم باید وحیی رو که به پیامبران می شه با جون و دل پذیرا باشیم و چون چرا و بهانه گیری نکنیم  چون از طرف خداست وگرنه القاء وحی لغو می شه.ولی در تاریخ یکی مقابل این وحی ایستاد همون زمانی که اخرین لحظات پیامبر بود ابن عباس قضیه رو این جور نقل می کنه:

«چون رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به حال احتضار موت در آمد، در اطاق آن حضرت تنى چند از مردان، از جمله عمر بن خطّاب بودند، پیغمبر صلّى الله علیه (و آله) فرمودند: حاضر شوید براى شما كاغذى بنویسم كه دیگر پس از آن هیچگاه گمراه نشوید! عمر گفت: بر رسول خدا درد مرض غلبه كرده است، و در نزد شما قرآن است. ما را كتاب خدا كافى است.
در اثر این گفتار در بین حاضران گفتگو و مجادله و اختلاف پدید آمد. بعضى از حضّار گفتند: قلم و كاغذ براى او بیاورید تا نامه‏ایی بنویسد كه پس از آن هیچوقت گمراه نشوید. و برخی دیگر از حضّار گفتند: سخن همان است كه عمر گفته است‏ چون در آن مجلس در حضور رسول خدا سخنان غلط و بدون تفكّر گفته شد  و نیز اختلاف زیاد شد، رسول خدا به ایشان گفت: برخیزید بروید! ایشان هم برخاستند و رفتند[1].

 ابن عبّاس در مدّت عمر خود همیشه مى‏ گفت: مصیبت عظیم، كه از همه مصائب اعظم بود، و تمام مصائب را در خود هضم مى‏كرد و ناچیز جلوه مى‏داد، آن بود كه بین رسول خدا، و بین نامه‏اىی كه مى‏ خواست براى شما بنویسد جدائى و فاصله افتاد[2]».

اگه خلیفه دوم همین كتاب خدا رو -که می گفت بَسِمونه- می خوند این حرف رو نمی زد. تو سوره نجم فرموده:

سوگند به اجرام آسمانى هنگامى كه غروب مى‏ كنندكه هرگز همنشین و دوست شما (محمد) نه عمدا از صراط مستقیم منحرف شده، و نه به خطا* هرگز از روى هوى و هوس سخن نمى ‏گوید *آنچه مى‏ گوید به جز وحیى كه به وى مى‏ شود نمى‏ باشد[3]

این آیه همراه آیه های دیگه ای از قران[4] حجّیّت گفتار رسول خدا را می رسونه به طوری که حتی مجال احتمال هذیان گوئى را درباره او نمی ذاره. و براى یك نفر صحابى، نسبت هذیان به رسول خدا غیر از ایجاد هیاهو و جنجال چیز دیگر نمى‏تواند بوده باشد.

 


[1] الملل و النحل للشهرستانی ج 1/ 22 و صحیح البخاری ج 5/ 162 ح 4432

[2]  صحیح البخاری ج 8/ 516 ح 7366 و صحیح مسلم ج 22 و شرح النووی على صحیح مسلم ج 11/ 76 ح 1637، كتاب الوصیة.

[3] ایات 1الی 4

[4] مثل سوره نساء ایه 59





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین 1391 توسط قادر غدیری(طلبه)

در  مورد ویژگی های پیامبران به دو ویژگی اشاره می کنیم
1-تعداد پیامبر
ان‏ چندتاست؟
آنچه  مشهور شده این است که صد و بیست و چهار هزار(124000)تا پیامبر داریم و این بخاطر روایتی است که از امام على بن موسى الرضا علیه السلام به ما رسیده و ایشان از پیامبر اسلام نقل می کند که فرمودند: «خداوند 124 هزار پیامبر آفرید كه من از همه آنها نزد خداوند گرامى ترم در عین حال فخر و مباهاتى نمى ‏كنم (و غرورى به خود راه نمى ‏دهم) و خداوند 124 هزار وصى آفرید كه على علیه السلام از همه آنها نزد خداوند گرامى ‏تر و برتر است( بحار الانوار ج11 ص30،حدیث 21).»البته احتمال دارد که این عدد برای رساندن کثرت پیامبران باشد نه اینکه تعیین دقیق عدد ایشان محسوب شود ولی این احتمال با ظاهر روایت ساگار نیست.
روایت دیگری عدد پیامبران هشت هزار دانسته است
كه چهار هزار از بنى اسرائیل و چهار هزار از غیر آنها بوده ‏اند (مجمع البیان، ذیل آیه 78 سوره مؤمن‏) «انس بن مالك» از پیامبر صلى الله علیه و آله چنین نقل می کند: بعثت علی اثر ثمانیة آلاف نبی منهم اربعة الاف من بنی اسرائیل( الأمالی شیخ طوسی ص: 397) «من به دنبال 8 هزار پیامبر مبعوث شده‏ ام كه چهار هزار از آنها از بنى اسرائیل بودند»
خلاصه اعتقاد به عدد دقیقی در مورد پیامبران لازم نیست چون تعداد قطعی انها به دست ما نرسیده است.
برای اطلاعات بیشتر می توان به کتاب یكصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص: 159نوشته ایت الله مکارم مراجعه کرد.

2-پیامبران و هم زبانی با قوم خود

یکی دیگر از ویژگی های پیامبران این است که به زبان قومش مبعوث می ‏شود،دلیل این مدعا آیه قران است که می فرماید: ما ارسلنا من رسول الابلسان قومه(سوره ابراهیم،آیه 4)یعنی هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر با زبان ملتش.البته از انجا که قران بطون مختلفی دارد این آیه می تواند اشاره به باشد که هر پیامبری بر هر تعداد از افراد انسان که مبعوث می‏ شود، با زبان فطرت آنها سخن می‏گوید که زبان همگان است و معارف الهی هماهنگ با فطرت انسان بوده،پس نمی توان ایراد گرفت که پیامبر اسلام فقط برای اعراب مبعوث شده است. سخن دقیق تر آنکه مفاد آیه، قضیه خارجیه است[1]، یعنی اگر از قومی پیامبری مبعوث شده به زبان همان قوم سخن می‏گوید نه اینکه اختصاصی به آن قوم داشته باشد.
برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به ترجمه المیزان، ج‏12، ص: 19می توان مراجعه نمود.

 
---------------------------------------------------------------
[1]قضیه خارجیه اصطلاحی منطقى است به معنای جمله ای است كه نهاد و گزاره آن در خارج موجود باشند و حكم در آن بر مبناى موضوع خارجى باشد چنانچه گویند.:هر آتشى سوزان است. (فرهنگ معارف اسلامى، ج‏3، ص: 1503)
*عکس مربوط به قبر حضرت صالح می باشد.



داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 26 فروردین 1391 توسط قادر غدیری(طلبه)
عصای موسی
شاید سوالی در ذهن تان ایجاد شده که کارهای خارق العاده ای که از امامان معصوم علیهم السلام و بعضی از اولیاء خدا صادر می شود چه فرقی با معجزه دارد. از این رو پست را به همین امر اختصاص می دهم :
1. در معجزه پیامبر یا خداوند نسبت به کار خارق العاده هماورد طلبی می کند که چه کسی می تواند معجزه ای همتا بیاورد امّا كرامت اینگونه نیست. چناچه در سوره بقره ایه 23 نسبت به سوره ای از قران کریم خداوند هماورد طلبی می کند.
2. پیامبر همراه با معجره ادعاى نبوت دارد  امّا كرامات اینگونه نیست و صاحب كرامت هیچ‏گونه ادعائى راجع به نبوت ندارد گرچه شاید ادعای وصایت داشته باشد.
3. كرامات می تواند از غیر معصومین- مثل اولیاء الهى-نیز صادر مى‏شود امّا معجزه فقط از كسى صادر مى‏شود كه منصبى الهى داشته باشد.
از این نکات معلوم شد که معجزه فقط از پیامبران صادر می شود گرچه معجزه و كرامت نکات مشترک نیز دارند مثلا هر دو از امور خارق العاده الهى شمرده مى‏شود كه قابل تعلیم و تعلّم نیستند و تحت تأثیر نیروى قوى‏ترى واقع نمى‏شوند و مخصوص بندگان خاص خداست. پس انسان‏هایى كه پیامبر یا امام نیستند هم مى‏توانند اعمال خارق عادت داشته باشند كه به آنها كرامت مى‏گوییم.
در قرآن كریم نیز به چند نمونه از این كرامات اشاره شده است. مانند كرامت حضرت مریم (س) در سوره آل عمران که مائده اسمانی برای ان حضرت نازل می شد و داستان آصف و آوردن تخت بلقیس براى سلیمان که در سوره نمل ایات 38- 40اورده شده است.
 براى اطلاعات بیشتر می توان به کتاب های زیر مراجعه نمود:
 استاد مصباح یزدى، آموزش عقاید، ص 265، نیز تفسیر نمونه، ج 13، ص 45 ، كشف المراد فى شرح تجرید الاعتقاد، علامه حلى و خواجه طوسى، ص 351، پژوهشى در اعجاز علمى قرآن ص: 66

------------------------------------------
تصویر مربوط به عصای حضرت موسی می باشد



داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین 1391 توسط قادر غدیری(طلبه)

 هر جسمی مرکب از یک ماده است و یک صورت که هیچکدام علت دیگری نیست و هر دو ممکن الوجودند ، پس اجسام متناهی اند و باید چیزی که جسم نیست خالق ان باشد لذا خود اجسام شهادت به وجود خالقی دارند که واجب الوجود است

                        مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج‏4، ص: 222





طبقه بندی: در جستجوی حقیقت مطلق(یگانه همه)، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 22 بهمن 1390 توسط قادر غدیری(طلبه)
  • تعداد کل صفحات : 11  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...