سلام بر همه بلاگی های عزیز امروز هم یه داستان جالب براتون دارم .

حاجبی در تهران به شاعری بزرگ بود و گویا شاعر چندان صحیح العملی نبوده و قصیده ای درباره ی امام علی علیه السلام) و یا پیامبر ص(هم سرود. اگر همعامل بوده، امّا این شعرش اسلامی نبود:

حاجب، اگر معامله ی حشر با علی است       من ضامنم، تو هر چه بخواهی گناه كن

شب، حضرت علی(ع(را در خواب دید و قصیده اش را برای حضرت خواند تا به اینجا كه رسید، از امام احساس ناراحتی كرد. حضرت به او فرمود: شعر را عوض كن و چنین بگوی.

حاجب، اگر معامله ی حشر با علی است         شرم از رخ علی كن و كمتر گناه كن

 

به نقل از ایت الله سبحانی





طبقه بندی: بازگشتنگاه(معاد)، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 18 فروردین 1390 توسط قادر غدیری(طلبه)