سلام

چطورتون خوبه؟!(همون حالتون چطوره)

امروز داشتم با رنوم می رفتم، از یه جایی كه پل داشت می خواستم به آرومی عبور كنم ولی زیر رنو گیر كرد آخه طفلكی 5نفری با دو تا بچه سوارش شده بودیم ،بالاخره به هر مصیبت رد كردم رفت. یك نكته ای به ذهنم اومد اونم اینه كه اگه آدم قدر خودشو ندونه و خودش رو از مقام انسانیت و جانشینی خدا (خلیفة اللهی) خیلی پایین بیاره به طوری كه به حد حیوانیت برسه تو خیلی جاهای زندگی مثل این رنو گیر می كنه  زیرا هدف از خلقت خودش رو زیر پا گذاشته خیلی جاها هم زیر پا می مونه! همین كه ما اكتفا به خوردن و خوابیدن و مثل اینا بكنیم و فكر این جور چیزا فقط تو سرمون باشه  كمك فنرهای انسانیت رو شكستیم !

بیاییم لااقل هر روز دقائقی این شعر رو زمزمه بكنیم  و روش فكر كنیم

روز ها فكر من این است و همه شب سخنم                 كه چرا غافل از احوال دل خویشتنم

ز كجا آمده ام امدنم بهر چه بود                                به كجا می روم اخر ننمایی وطنم

مرغ باغ ملكوتم نیم از عالم خاك                                 چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم





طبقه بندی: در جستجوی حقیقت مطلق(یگانه همه)، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 1 مهر 1390 توسط قادر غدیری(طلبه)