بچه ها ساكت باشید .معلم اومد.

 برپا !

برجا!

معلم بعد از اینكه نشست رو به دانش اموزان گفت:

بچه ها تخته رو می بینید ؟

دانش اموزان :بله

خودكار و مدادتون چطور؟

دانش اموزان:بله

میز و صندلی رو چطور؟

دانش اموزان: بله

پس چون اینا رو می بینید پس هستند.بچه ها یه سوال دیگه؛خدا رو هم می بینید

دانش اموزان: نه

معلم با لحنی حق به جانب گفت: پس چون خدا رو نمی بینید پس نیست!

یكی از شاگرد ها از اخر كلاس بلند شد و گفت: بچه ها عقل آقا معلم رو می بینید؟

بچه ها همگی با صدای بلند گفتند:نه!!!!!!!!!!!!!!!!!

همون شاگرد با لحن طعنه امیزی گفت: پس اقا معلم عقل نداره! همه زندند زیر خنده و معلم شرمسار از گفته اش شد.

میگن اون شاگرد انیشتن بوده.حالا من منبع دقیقی راجع به اون ندارم ولی چقدر جالب یه بچه كوچیك با فطرت سالمش معلم كور رو زمین گیر می كنه.

یعنی هر چی كه دیده نشه لازمش این نیست كه حتما نباشه بلكه با اثاری كه داره می توان بهش پی برد.این عالم بزرگ با این همه ریزه كاری ها علامت خداست كه هر كه نتونه ببینه واقعا كوره.





طبقه بندی: در جستجوی حقیقت مطلق(یگانه همه)، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 15 مهر 1390 توسط قادر غدیری(طلبه)