دیگه داشت پاهام درد می گرفت یواش یواش مخم به جاهای خطرناکی می رفت. آخه ما چقدر بدبختیم چرا ما باید همش در خدمت او  باشیم و اطاعتش کنیم.ما باید شکنجه بشیم و فقط او حال بکنه...دیگه داشتم دیوونه می شدم.

 یکی از اشناهامون اینا رو تعریف می کرد.توی دسشتشویی زیاد نشسته بود.بخاطر همین ذهنش داشت در مورد خدا هذیان می گفت. شیطون هم فرصت طلب؛ اومده بود سراغش. میگن زیاد نشیتن تو اونجا مکروهه ها. بالاخره حالا باید جوابش رو می دادم.

ببین اولندش: مفتکی که در اختیار او نیستی.ادم میره کارگری صبح تا شب جونش در میاد مگه چقدر بهش می دن ولی اوس کریم ما خیلی ازمون کار نمی خاد در مقابلش هم بهشتو می ده[1] و ارامش در زندگی[2]

دوّمندش: این کارا خودمون به کمال می رسونه ما داریم برا خودمون کار می کنیم نه خدا[3]

سومندش:مگه خودت را تافته جدا بافته از خدا حساب می کنی؟ما همگی نشانه و سایه و مظهر اوییم، یعنی خدا خواسته کمالاتش رو بروز بده غیر خودش رو خلق کرده.اصلا خلق یعنی بروز و ظهور صفات خدا[4].

[1] إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة
خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریدارى كرده، كه (در برابرش) بهشت براى آنان باشد.توبه/111

[2] أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئنِ‏ُّ الْقُلُوب‏
آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد!رعد/28

[3] قَدْ جَاءَكُم بَصَائرُ مِن رَّبِّكُمْ  فَمَنْ أَبْصرََ فَلِنَفْسِهِ  وَ مَنْ عَمِىَ فَعَلَیْهَا  وَ مَا أَنَا عَلَیْكُم بحَِفِیظ
 هر كه به دیده بصیرت بنگرد به سود خود او، و هر كس از سر بصیرت ننگرد به زیان خود اوست، و من بر شما نگهبان نیستم.‏انعام/104

[4] «كنت كنزا مخفیّا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف
 من (پیش از ایجاد عالم)، گنج پنهانى  بودم  و دوست داشتم كه شناخته شوم، پس خلق كردم خلایق را تا مرا بشناسند و راه به صفات من ببرند
بحار الأنوار؛ ج‌84، ص: 199؛ باب 12 كیفیة صلاة اللیل و الشفع و الوتر و سننها و آدابها و أحكامها





طبقه بندی: در جستجوی حقیقت مطلق(یگانه همه)، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 30 مهر 1390 توسط قادر غدیری(طلبه)