ابوبكر و عمر و ابوعبیده جراح شتابان خود را به سقیفه رساندند و این در حالى بود كه پیرامون جسد رسول خدا فقط نزدیكان او یعنى على علیه السلام و عباس و فرزندانش و اسامة بن زید و برخى دیگر حلقه زده به غسل و كفن مشغول بودند[1]

طایفه‏ى انصار كاندیداى خود یعنى سعد بن عباده پیشواى خزرج را به حالت بیمارى به سقیفه آورده بودند. آنان شروع به سخن كرده و از مزایاى خود در اسلام بسیار گفتند. در مقابل، ابوبكر شروع به سخن كرده و از قرابت و خویشاوندى مهاجران با پیامبر دم زد[2] بیعت با ابوبكر درحالى انجام گرفت كه هنوز على علیه السلام و بنى هاشم از غسل و تجهیز پیامبر فراغت نیافته بودند[3]

این خلاصه جریان تعیین جانشینی برای پیامبر بود كه از كتب اهل سنت نقل شد.اما اینجا سوالی باقی است.در قران كریم وقتی سخن از پیامبران سابق و جانشینانشان به میان امده است تعیین ان به دست خدا و به معرفی خود پیامبر پیامبر بوده است[4]. حتی در مسایلی پایین تر از جانشینی (مثل فرماندهی)تعیین توسط خدا بوده است[5] واین نشانگر حساسیت جانشینی بوده كه خداوند خود به تعیین وصی و جانشین اقدام می كند.حتی یك مورد هم در قران حرفی از انتخاب مردم به میان نیامده است.

آیا دینی كه اخرین ادیان باشد و وسع ترین انها و  پیامبرش خاتم الانبیاء، انهم دینی كه ادعای جهان شمولی دارد نباید در چنین شرائط مهمی ایا نباید خود خدا دست به كار شود و  نسبت به انتخاب جانشین اقدام نماید ؟آیا می شود در سایر ادیان كه اخرین دین نبودند و برخی نیز جهان شمول نبودند خدا و پیامبر جانشین خود را معرفی كنند اما در دین مهمی به نام اسلام چنین كاری صورت نگیرد و كار به سقیفه ای واگذار شود كه قلمبه بغض و كینه نسبت به علی بن ابی طالب و تعصبات كور جاهلی است كه از سخنانشان در سقیفه معلوم می شود.
كجا میروید؟!

ما زین جهان از پی دیدار میرویم ، از بهر دیدن حیدر کرار میرویم ، درب بهشت گر نگشایند به روی ما ، گوییم یا علی و ز دیوار میرویم
این عید سعید بر همتون مبارك باشه بادا بادا مبارك بادا انشالله مبارك بادا
[1] الطبقات الكبرى ج 2، ص 269، و ذهبى، تاریخ الاسلام ج 3، ص 5- 12، دارالكتاب

[2] هم أولیاؤه و عشیرته و أحق الناس بهذا الأمر من بعده و لاینازعُهم ذالك الّا ظالم. تاریخ طبرى ج 2، ص 457.

[3] البدایة و النهایة ج 5، ص 268، و ابن هشام، السیرة النبویة ج 4، ص 340.

[4] اعراف:142قال موسی لاخیه هارون اخلفنی-فرقان:35 وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى‏ الْكِتابَ وَ جَعَلْنا مَعَهُ أَخاهُ هارُونَ وَزیراً

[5] بقره :247 وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً

 





طبقه بندی: وجهة الله(امامت)، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 23 آبان 1390 توسط قادر غدیری(طلبه)