امروز یه مطلبی می ذارم که از تعجب انگشت به دهن بمونین.

این جریان مربوط به یکی از دوست های خودمه .
برادارها و دوستاش هی بهش اصرار میکنن که تورو خدا برو از دیگران تهیه کن، مخصوصا داداش کوچیکش که به التماس و گریه افتاده بود می گفت: جامعه به تو خیلی نیاز داره خواهش می کنم این کار رو نکن.
 فائده ای نداشت. تصمیم خودش رو گرفته بود آخه دختر کوچولوش یه کلیه بیشتر نداشت .
می گفت چرا یه نفر دیگه رو بخاطر پولم بدبخت کنم کلیه خودم بهش می دهم.
طلبه ای بود از طلاب نخبه جوان.یه موسسه قرانی هم خودش بناگذاری کرده بود.
خلاصه رفتند آزمایش ببینن که می تونه کلیه خودش رو به دخترش بده
همونجا دکترا می بینن این دوست طلبه ما سه تا کلیه داره.
فکر کنم همین روزها عمل پیوند رو انجام میدن.
این جاست که این ایات در دل تداعی می شود:
ما انسان را آفریدیم و مى‏دانیم چه چیزهایى را دلش وسوسه مى‏كند و ما از رگ گردن به او نزدیكتریم 
(كافى است به یاد آرى این معنا را كه) دو مامور ما در طرف راست و چپ او نشسته اعمال او را مى‏گیرند هیچ سخنى در فضاى دهان نمى‏آورد مگر آنكه در همانجا مراقبى آماده است . و سكرات مرگ كه قضاء حتمى خدا است مى‏آید و به انسان گفته مى‏شود این همان بود كه براى فرار از آن حیله مى‏كردى[1]
یعنی نفس انسان ها به خاطر منافع ظاهری انها را وسوسه می کند که زندگی در این دنیا از مهم ترین انهاست، این ایه پندی است برای همه ما که بخاطر منافع خود -حتی اصل زندگی-به وسوسه های نفس گوش فرا ندهیم و خدا را قادر مطلق بدانیم و او را در کارهامان وکیل بگیریم نه دیگران رو[2]، که این طلبه بزرگوار نیز از این ایه الهام گرفته و در مقابل خدا هم او را تنها نگذاشته است.
 -------------------------------------------------------------------------------

[1] سوره ق: ایات ذیل
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْانسَانَ وَ نَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ  وَ نحَْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ(16)
إِذْ یَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیَانِ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمَالِ قَعِیدٌ(17)
مَّا یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ(18)
وَ جَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالحْقّ‏ِ  ذَالِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تحَیدُ(19)
[2]ال عمران:122




طبقه بندی: در جستجوی حقیقت مطلق(یگانه همه)، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 2 دی 1390 توسط قادر غدیری(طلبه)