سلام جاتون خالی من تو دهدشت[1] اومدم برا تبلیغ! گفتم حالا یه مطلب بنویسم خدا هم بزرگه اینترنتشو هم می رسونه:
اینجا یه زینبیه ساختن البته هنوز کامل نیست برا سخنرانی هر روز میاییم اینجا خودم سخنرانی می کنم حاج خانوم هم احکام حاج خانوما رو براشون تدریس می کنه.
یه روز وقتی میخاستم برگردم به خونه یکی از خانومهای اونجا جلوم رو گرفت و گفت حاج اقا یه سوال دارم. گفتم بفرمایید. گفت سوال خودم نیست یه نفر هست گفته ازتون بپرسم.گفتم باشه بپرسید.باید حواسم رو شش دانگ جمع می کردم چون با  زبان شیرین محلی لری حرف می زدن فهمیدنش برام سخت بود.بالاخره پرسید و خلاصه اش این بود که اون اقا زیاد ذکر میگفته حالا دچار وسوسه شیطان شده و فکرهای بد راجع به خدا و اهل بیت بی اختیار به ذهنش میاد و حالا هم می ترسه که کافر از دنیا بره.
قبلا هم این سوال ازم شده بود. بهش گفتم اینکه از ایمانش می ترسه این خودش عین ایمانه. از این به بعد ذکر کم بگه ولی با توجه و حضور قلب مثل ذکر لااله الا الله، لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم
اتفاقا شبیه این سوال رو از پیامبر صلی الله علیه و آله و امام صادق(ع) هم کرده بودن که در اینجا این روایت هارو هم براتون می ذارم:
جمیل بن دراج گوید: به حضرت صادق علیه السّلام عرض كردم: گاهى تصورات كفر آمیزى در دلم خطور مى ‏كند. ابو عبد اللَّه گفت: هر گاه چنین شد بگو لا إله إلا الله. از آن پس هر گاه وسوسه‏ایى در دلم ایجاد مى ‏شد مى ‏گفتم لا إله إلا اللَّه، و آن وسوسه‏ها برطرف مى ‏شد.
در روایت دیگری از امام صادق نقل شده که: مردى خدمت جدم رسول خدا (ص) آمد و گفت: اى رسول خدا، جانم به لب آمد. رسول خدا به او گفت: شیطان خبیث وسوسه‏ات كرد و گفت: خالق تو كیست؟ و تو گفتى: اللَّه. شیطان گفت: خالق اللَّه كیست؟و تو درماندى. آن مرد گفت: آرى به آن خدائى كه تو را به رسالت برانگیخت كه همین طور بوده است. رسول خدا گفت: ایمان خالص همین است. امام صادق گفت: منظور جدم رسول خدا این است كه ترس از وسوسه شیطانى، و وحشت از خشم خدا، گواه ایمان واقعى و اخلاص قلبى است، و وسوسه شیطان یك امر عارضى است كه نتوانسته است كارگر شود و ایمان او را برباید و گر نه از خشم خدا خائف و ترسناک نمى ‏گشت‏[2]
-------------------------------------------------------------------------
[1] یکی از شهرستان های استان کهگیلویه

[2] . عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍپ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ‏عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنَّهُ یَقَعُ فِی قَلْبِی أَمْرٌ عَظِیمٌ فَقَالَ قُلْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ قَالَ جَمِیلٌ فَكُلَّمَا وَقَعَ فِی قَلْبِی شَیْ‏ءٌ قُلْتُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَیَذْهَبُ عَنِّی‏

 ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍپ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ‏پ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏پ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ ص فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ هَلَكْتُ فَقَالَ لَهُ ع أَتَاكَ الْخَبِیثُ فَقَالَ لَكَ مَنْ خَلَقَكَ فَقُلْتَ اللَّهُ فَقَالَ لَكَ اللَّهُ مَنْ خَلَقَهُ فَقَالَ إِی وَ الَّذِی بَعَثَكَ بِالْحَقِّ لَكَانَ كَذَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاكَ وَ اللَّهِ مَحْضُ الْإِیمَانِ‏

قَالَ ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍ فَحَدَّثْتُ بِذَلِكَ عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ الْحَجَّاجِ فَقَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص إِنَّمَا عَنَى بِقَوْلِهِ هَذَا وَ اللَّهِ مَحْضُ الْإِیمَانِ خَوْفَهُ أَنْ یَكُونَ قَدْ هَلَكَ حَیْثُ عَرَضَ لَهُ ذَلِكَ فِی قَلْبِهِ‏-الكافی، ج‏2، ص: 425

 





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن 1390 توسط قادر غدیری(طلبه)