سلام دوستان امروز سالروز خطبه حضرت علی علیه السلام در جنگ صفین در سال 37 قمری است بخاطر همین این خطبه را بازنشر می دهم امیداوارم مفید باشد (البته به خودی خود مفید هست مهم این است که نفس ما آمادگی پذیرش داشته باشد)
در زمان کنونی ما نیز به درد می خورد باید خود مان را نسبت به رهبر و پیشوایمان محک بزنیم:


1 حقوق اجتماعى‏
پس از ستایش پروردگار، خداوند سبحان، براى من، بر شما به جهت سرپرستى حكومت، حقّى قرار داده، و براى شما همانند حق من، حقّى تعیین فرموده است، پس حق گسترده ‏تر از آن است كه وصفش كنند، ولى به هنگام عمل تنگنایى بى مانند دارد! حق اگر به سود كسى اجرا شود، ناگزیر به زیان او نیز روزى به كار رود، و چون به زیان كسى اجراء شود روزى به سود او نیز جریان خواهد داشت. اگر بنا باشد حق به سود كسى اجراء شود و زیانى نداشته باشد، این مخصوص خداى سبحان است نه دیگر آفریده ‏ها(یعنی کسی بر خدا حقی ندارد ؛ قابل توجه کسی که بگوید خدا حق برخی را نداده)، به خاطر قدرت الهى بر بندگان، و عدالت او بر تمام موجوداتى كه فرمانش بر آنها جارى است،
 لكن خداوند حق خود را بر بندگان، اطاعت خویش قرار داده، و پاداش آن را دو چندان كرده است، از روى بخشندگى، و گشایشى كه خواسته به بندگان عطا فرماید.
2 حقوق متقابل رهبرى و مردم‏


پس، خداى سبحان برخى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب كرد، و آن حقوق را در برابر هم گذاشت، كه برخى از حقوق برخى دیگر را واجب گرداند، و حقّى بر كسى واجب نمى‏ شود مگر همانند آن را انجام دهد. و در میان حقوق الهى، بزرگ‏ترین حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است، حق واجبى كه خداى سبحان، بر هر دو گروه لازم شمرد، و آن را عامل پایدارى پیوند ملّت و رهبر، و عزّت دین قرار داد. پس رعیّت اصلاح نمى ‏شود جز آن كه زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمى‏ شوند جز با درستكارى رعیّت. و آنگاه كه مردم حق رهبرى را اداء كنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزّت یابد، و راه‏هاى دین پدیدار و نشانه‏ هاى عدالت بر قرار، و سنّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم پایدار گردد، پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حكومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مأیوس مى‏ گردد(قابل توجه امیدواران به امریکا در مذاکرات هسته ای). امّا اگر مردم بر حكومت چیره شوند، یا زمامدار بر رعیّت ستم كند، وحدت كلمه از بین مى‏رود، نشانه ‏هاى ستم آشكار، و نیرنگ بازى در دین فراوان مى‏ گردد، و راه گسترده سنّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم متروك، هوا پرستى فراوان، احكام دین تعطیل، و بیمارى‏هاى دل فراوان شود. مردم از اینكه حقّ بزرگى فراموش مى‏ شود، یا باطل خطرناكى در جامعه رواج مى‏یابد، احساس نگرانى نمى ‏كنند! پس در آن زمان نیكان خوار، و بدان قدرتمند مى ‏شوند، و كیفر الهى بر بندگان بزرگ و دردناك خواهد بود. پس بر شماست كه یكدیگر را نصیحت كنید، و نیكو همكارى نمایید.
درست است كه هیچ كس نمى‏ تواند حق اطاعت خداوندى را چنانكه باید بگزارد، هر چند در به دست آوردن رضاى خدا حریص باشد، و در كار بندگى تلاش فراوان نماید، لكن باید به مقدار توان، حقوق الهى را رعایت كند كه یكى از واجبات الهى، یكدیگر را به اندازه توان نصیحت كردن، و بر پا داشتن حق، و یارى دادن به یكدیگر است. هیچ كس هر چند قدر او در حق بزرگ، و ارزش او در دین بیشتر باشد، بى نیاز نیست كه او را در انجام حق یارى رسانند، و هیچ كس گرچه مردم او را خوار شمارند، و در دیده ‏ها بى‏ ارزش باشد، كوچك‏تر از آن نیست كه كسى را در انجام حق یارى كند، یا دیگرى به یارى او برخیزد. (پس یكى از یاران به پاخاست و با سخنى طولانى امام را ستود، حرف شنوایى و اطاعت از امام را اعلام داشت. آنگاه امام فرمود:) كسى كه عظمت خدا در جانش بزرگ، و منزلت او در قلبش والاست، سزاوار است كه هر چه جز خدا را كوچك شمارد.
 و از او سزاوارتر كسى كه نعمت‏هاى خدا را فراوان در اختیار دارد، و بر خوان احسان خدا نشسته است، زیرا نعمت خدا بر كسى بسیار نگردد جز آن كه حقوق الهى بر او فراوان باشد.
3 روابط سالم و متقابل رهبر و مردم‏
مردم! از پست‏ترین حالات زمامداران در نزد صالحان این است كه گمان برند آنها دوستدار ستایش‏اند، و كشور دارى آنان بر كبر و خود پسندى استوار باشد، و خوش ندارم، در خاطر شما بگذرد كه من ستایش را دوست دارم، و خواهان شنیدن آن مى‏ باشم.
سپاس خدا را كه چنین نبودم و اگر ستایش را دوست مى‏ داشتم، آن را رها مى‏ كردم به خاطر فروتنى در پیشگاه خداى سبحان، و بزرگى و بزرگوارى كه تنها خدا سزاوار آن است. گاهى مردم، ستودن افرادى را براى كار و تلاش روا مى‏ دانند.
اما من از شما مى‏ خواهم كه مرا با سخنان زیباى خود مستایید، تا از عهده وظایفى كه نسبت به خدا و شما دارم بر آیم، و حقوقى كه مانده است بپردازم
(ولی متاسفانه امروزه بادمجان دور قابچین زیاد شده)، و واجباتى كه بر عهده من است و باید انجام گیرد اداء كنم، پس با من چنانكه با پادشاهان سركش سخن مى‏ گویند، حرف نزنید، و چنانكه از آدم‏هاى خشمگین كناره مى‏ گیرند دورى نجویید، و با ظاهر سازى با من رفتار نكنید، و گمان مبرید اگر حقّى به من پیشنهاد دهید بر من گران آید، یا در پى بزرگ نشان دادن خویشم، زیرا كسى كه شنیدن حق، یا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد، عمل كردن به آن، براى او دشوارتر خواهد بود .
پس، از گفتن حق، یا مشورت در عدالت خوددارى نكنید، زیرا اینجور نیستم که در نفسم خود را برتر از آن كه اشتباه كنم بدانم  و خود را از خطا در عملم ایمن نمی دانم، مگر آن كه خداوند مرا حفظ فرماید(دقت فرمایید که ایشون در نفسشان خود را کوچک می کنند یعنی خودم را بزرگ نمی گیرم که با کسی مشورت نکنم نه اینکه معصوم نباشند و خطا را هم منوط به اینکه کرده که خداوند وی را حفظ نکند که خداوند -با دلایلی عقلی که داریم- همیشه امام را از خطا حفظ می کند ) . پس همانا من و شما بندگان و مملوك پروردگاریم كه جز او پروردگارى نیست.
او مالك ما، و ما را بر نفس خود اختیارى نیست. ما را از آنچه بودیم خارج و بدانچه صلاح ما بود در آورد. به جاى گمراهى هدایت، و به جاى كورى بینایى به ما عطا فرمود.

نهج البلاغة-ترجمه دشتى، ص: 443

خطبه 207 نهج البلاغه
قسمت های رنگی جزء خطبه نیست




طبقه بندی: وجهة الله(امامت)، 
برچسب ها: حق امام، حق ملت، جنگ صفین، حقوق اجتماعی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 7 آذر 1393 توسط قادر غدیری(طلبه)